طالبان.....

افزایش فعالیت‌های مخربانۀ طالبان در افغانستان؛ چرا پاکستان باید مسوول باشد؟

neshananews

neshananews

31 July 2021

نویسنده: یحیی خیراندیش

عمران‌خان، نخست‌وزیر پاکستان که پیشینه در سیاست‌ورزی ندارد، در واپسین اظهاراتش بیان کرده که پاکستان در برابر اقدام‌ها و عمل‌کردهای طالبان هیچ مسوولیتی ندارد. عمران‌خان این اظهارات را زمانی بر زبان می‌راند که طالبان حمله‌های خشونت‌بار خود را به گونۀ بی‌وقفه بر کلان‌شهرهای افغانستان و ولسوالی‌های این کشور شدت بخشیده‌اند. جنگ‌جویان این گروه دست به کشتار هدف‌مند، پاک‌سازی مخالفان، به آتش‌کشیدن ساختمان‌های عامه و تخریب خانه‌های مردم زده‌اند. این گروه دامنۀ کشتار و خشونت‌ را چنان گسترانده که کمیسیون حقوق ‌بشر افغانستان دیروز اعلام کرد که طالبان در قندهار دست به کشتار جمعی و جنایت‌ جنگی زده‌اند؛ جنایتی که هیچ توجیه انسانی، اسلامی و منطقی ندارد.

حالا پرسش اساسی این است که آیا واقعاً پاکستان هیچ مسوولیتی در برابر عمل‌کردهای خون‌بار و خشونت‌افزای طالبان ندارد؟ پاسخ به این پرسش خیلی ساده و مبرهن است. جهان، منطقه و افغانستان می‌دانند که ریشه‌های اصلی جنگ افغانستان از کویته و پشاور آب‌ می‌خورند و سازمان استخبارات پاکستان و نظامیان منازعه‌گستر این کشور نیز به حمایت از تروریسم و افراط‌گرایی شهرۀ شهرند و جنگ افغانستان و حمله‌های نظامی را سازمان‌دهی می‌کنند. اما برای روشن شدن و شکافته‌شدن این موضوع نگارنده در پی آن است تا نشان دهد که چرا پاکستان در برابر عمل‌کرد طالبان مسوول است و باید پاسخ‌گو باشد.

نخست این که پاکستان مأوای امن و خانۀ استراتژیک طالبان است که رهبران این گروه در امن و امان، عیش و عشرت آن‌جا زنده‌گی می‌کنند. نه تنها شواهد و دلایلی مبنی بر این امر وجود دارد و جهان و منطقه می‌دانند که پاکستان خانۀ ‌امن برای جنگ‌جویان، رهبران و نظامیان طالبان است؛ بلکه چندی پیش وزیر داخلۀ پاکستان با زبان خودش اعتراف کرد که رهبران سیاسی و نظامی طالبان در خاک پاکستان خانه دارند، زخمیان و نظامیان این گروه در شفاخانه‌های پاکستان مداوا می‌شوند و پس از صحت‌یابی دوباره به جبهه‌های جنگ فرستاده‌ می‌شوند تا دامنۀ خشونت‌ها را وسعت بخشند. برای این ‌که جنگ افغانستان از خاک پاکستان تمویل، سازماندهی و تجهیز می‌شود، این کشور در برابر هر گونه عمل‌کرد طالبان مسوول است و نمی‌تواند از این مسوولیت شانه خالی کند.

دوم این که حضور مستقیم نظامیان پاکستان در تشکیلات نظامی طالبان از برجسته‌گی بیشتری برخوردار است و هزاران جنرال پاکستانی و اعضای ارشد استخبارات این کشور جنگ افغانستان را مدیریت می‌کنند و برای جنگ‌جویان طالبان جنگ‌افزار و گلوله فراهم می‌سازند. امروزه در تشکیلات نظامی طالبان شیخ‌های پاکستانی که عضویت سازمان استخبارات این کشور را دارند، فرماندهی جنگ را بر دوش گرفته و عملاً با دولت و مردم افغانستان مبارزه می‌کنند. این شیخ‌ها از قدرت و هژمونی زیادی در میان طالبان بومی برخوردارند و دست به تخریب تأسیسات عامه و کشتار جمعی می‌زنند. شواهدی در ولایت‌های شمالی نشان می‌دهد که شیخ‌های پاکستانی وابسته به سازمان استخبارات پاکستان (ای.اس.ای) در گسترش خشونت‌ها و تخریب ساختمان‌های عامه در کشور دست بالایی دارند.

وقتی کشوری به یک گروه تروریستی که دست به کشتار و خشونت می‌زند، اسکان دهد و زمینه‌های آموزش، تجهیز و تمویل آن را فراهم سازد و از سوی دیگر نظامیان کارکشته و استراتژیست‌های زبدۀ خود را برای مدیریت جنگ بفرستد و برای زخمیان گروه مخالف دولت افغانستان زمینۀ درمان را مساعد کند، چگونه می‌تواند از عمل‌کرد آن شانه خالی کند و با وجدان آرام ادعا کند که کشورش در برابر عمل‌کرد جنگ‌جویان این گروه در افغانستان مسوولیت ندارد؟ پاکستان به گونۀ آشکار در سیاست‌های داخلی و دیپلماسی منطقه و بین‌المللی خود از طالبان حمایت می‌کند و انواع جنگ‌افزار و گلوله‌ها را در خدمت آنان می‌گذارد.

سومین دلیلی که می‌شود برای مسوول بودن پاکستانی‌ها در عمل‌کرد طالبان و کنش‌های توحش‌زای آنان اقامه کرد، هم‌آغوشی این کشور با تروریسم‌ جهانی و پیکارجویان جهادی در منطقه و افغانستان است. پاکستان صدها گروه تروریستی را در آغوش خود اسکان داده و آنان را تمویل مالی و سیاسی می‌کند. این چقدر متناقض و پارادوکس است که از یک‌سو گروهی را بر ضدمنافع ملی و تمامیت ارضی یک کشور تمویل کرد و اسکان داد و برای صدها عضو این گروه تروریستی و خشونت‌گستر زمینه‌های آموزشی و زمانه‌های خشونت را مهیا کرد و بعداً ادعا کرد که در برابر عمل‌کرد این گروه خشونت‌گستر، مسوول نیستیم.

پاکستان زمانی مسوول اقدامات و عمل‌کرد طالبان نیست که روابط سیاسی – نظامی خود را با طالبان قطع کند و از حمایت، تمویل و آموزش جنگ‌جویان این گروه دست بردارد. مزید بر این، رهبران سیاسی و نظامی طالبان را از کشورش بیرون کند و زمینه‌های قطع رابطه با گروه‌های تروریستی و پیکارجویان جهادی را فراهم سازد. در غیر این صورت پاکستان نمی‌تواند با وجود حمایتش از طالبان، از زیر بار مسوولیت عمل‌کردهای این گروه شانه خالی کند.