934151

نگاه جامعه‌شناختی به یک سونامی خاموش

رشد سرسام‌آور مواد مخدر در افغانستان علاوه بر گسترش تروریسم و افزایش پدیدۀ اقتصاد جنگی، یک سونامی بسیار ویران‌گر و مخربی را به وجود آورده است که کم‌تر کسی نگاه آسیب‌شناسانه به آن دارد. اعتیاد و گرفتاری به مواد مخدر و رشد بی‌سابقۀ آن در سال‌های پسین این پرسش را به میان می‌آورد که چه ‌چیزی مسبب اصلی رشد اعتیاد در جامعه است. هر چند افغانستان را سرزمین بی‌آمار می‌نامند، اما گفته می‌شود که در حال حاضر بیش‌ از سه میلیون معتاد در این کشور حضور دارند که نزدیک به چهل درصد آنان را زنان تشکیل می‌دهند. حالا این پرسش مطرح است که چه ‌چیزی گراف این آمارها را تا این حد بلند برده است؟ عوامل اجتماعی اعتیاد در افغانستان چیست؟

از نگاه جامعه‌شناختی، اعتیاد یک کج‌رفتاری اجتماعی است که ریشه‌های قوی در جامعه و محیط اجتماعی دارد. در واقع جامعه‌شناسان مدعی هستند که برای فهم پدیدۀ اعتیاد، فرایند افزایش آن و علت‌های اصلی آن در جامعه را باید مورد موشکافی و تحلیل قرار داد. طبق این رهیافت، جامعۀ سنتی افغانستان چه دارد که این همه اعتیاد در آن رشد کرده و زمینه‌ها و زمانه‌های کشت تریاک و به تعقیب آن اعتیاد افزایش قابل ملاحظه‌یی یافته است. ذکر این نکته در این‌جا مهم است که نگاه جامعه‌شناختی به پدیدۀ اعتیاد ما را کمک می‌کند که رویکردها و استراتژی‌هایی را برای مهار اعتیاد در جامعۀ افغانستان به منصه اجرا بگذاریم.

نخستین موردی که بسیار برجسته به نظر می‌رسد، افزایش فقر و تنگ‌دستی و به تعقیب آن شکاف‌‌های طبقاتی و اجتماعی در جامعه است. حضور بیست‌ سالۀ جامعۀ جهانی و کمک‌های نجومی به صورت غیرقانونی و فسادگونه شمار محدودی را به عرش رساند و اکثریت را به فرش نشانده است. از همین‌رو، شکاف طبقاتی، فقر و تنگ‌دستی افزایش یافته و آمارهای جهانی نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد مردم افغانستان زیر خط فقر قرار دارند. روآوری به اعتیاد و افزایش فقر رابطۀ تقویت‌کننده و هم‌افزا دارند. از این‌رو، یکی از برجسته‌ترین علت‌های افزایش اعتیاد در افغانستان فقر اقتصادی، تنگ‌دستی و افزایش شکاف‌های طبقاتی است.

علت اجتماعی دیگری که در جامعه اعتیاد را افزایش می‌دهد، بی‌کاری و نبود شغل مناسب برای شهروندان است. بی‌کاری یک مشکل بزرگ افغانستان است. هرچند رییس‌جمهور غنی در روزهای نخست ریاستش وعده کرد که یک میلیون شغل در افغانستان ایجاد می‌کند، اما وعده‌هایش عملی نشد و همچنان به عنوان وعدۀ «سرِ خرمن» ماند. شاید افزاش جنگ‌ها، خشونت‌ها و نبود یک استراتژی توسعه‌محور و مناسب برای کاهش بی‌کاری باعث شده است که این پدیده قد و قامت بلندی در افغانستان پیدا کند و حتا جنگ‌هایی را افزایش دهد. همان ‌طوری که جنگ باعث ایجاد بی‌کاری می‌شود، بی‌کاری نیز یکی از علت‌های جنگ در افغانستان.

این پدیده‌ها چنان به هم ‌تنیده‌اند که تفکیک آن‌ها دشوار است. بی‌کاری جنگ را افزایش می‌دهد. جنگ کشت مواد مخدر و اقتصادی جنگی را و همۀ این موارد روآوری به اعتیاد و آغشته شدن به این بیماری کشنده و سونامی خاموشی که ساختارهای اجتماعی را فروریزانده و زمینه‌های بدبختی یک ملت را فراهم می‌کند. جنگ، فقر، محرومیت، شورش، مواد مخدر و اعتیاد رابطۀ پیچیده و تو در تو با هم دارند که برای مبارزه با یکی از آن‌ها، موارد دیگری را نیز باید مد نظر گرفت و با توجه به چند بعدی بودن آن پلان و استراتژی مناسبی روی دست گرفت.

گرچه حالت آنومی و عدم کارکرد هنجاری‌های اجتماعی، بی‌سازمانی و نبود قیودات اخلاقی در جامعه از عوامل اجتماعی دیگری در گسترش روآوری به مواد مخدر و اعتیاد است، اما فقر اقتصادی، نابرابری، شکاف طبقاتی و افزایش بی‌کاری عمده‌ترین و برجسته‌ترین مولفه‌های اجتماعی افزایش اعتیاد در افغانستان شمرده می‌شوند.

دولت‌ افغانستان، نهادهای جهانی و همۀ کسانی که در نظر دارند با اعتیاد مبارزه کنند و جلو این سونامی خاموش را بگیرند، بدون نگاه ژرف و عمیق به این مولفه‌های اجتماعی اعتیاد‌گستر موفق به مهار این بحران بزرگ نمی‌شوند. از همین‌رو، در نظر گرفتن این مولفه‌ها و علت‌ها گام اساسی و نخست در امر مبارزه با اعتیاد است؛ اعتیادی که اکنون به یک سونامی بدل شده و بیش از جنگ و آسیب‌های دیگری از شهروندان افغانستان قربانی می‌گیرد.

تحلیل‌‌های بیشتر را این‌جا بخوانید.